دنیای ارز دیجیتال

۹۵ درصد مبادله گران ضرر می کنند؛ اما چرا؟

طبق آمارهایی که منتشر شده، حدود ۹۵ درصد از مبادله گران، به ویژه مبادله گران آماتور، ضرر می کنند و سرمایه خود را از دست می دهند. اما وقتی عمیق تر می شوید، متوجه خواهید شد که تعداد بیشتر خواهد بود. این حرفه، مبادله گران مشتاق زیادی را نابود می کند.

اما چرا بسیاری از افراد باهوش به سمت حرفه ای کشیده می شوند که شانس شکست بسیار بالایی دارد؟

۶ آمار قابل توجه و ناخوشایند از مبادله کنندگان

یکی از دلایل جاذبه این بازار، برخی تبلیغات دروغی است که در مورد آن می شود. این که راحت در خانه بر روی کاناپه می نشینید و درآمد کسب می کنید. واقعیت این است که انجام روزانه مبادلات بسیار دشوار است و در صورتی که درست عمل نکنید می تواند تمام سرمایه شما را با خطر مواجه کند.

با چند آمار کلیدی و قابل توجه که توسط tradeciety منتشر شده است شروع می کنیم:

  1. ۸۰ درصد از معامله گران روزانه در طی دو سال اول از بازار خارج می شوند.
  2. در بین تمام معامله گران روزانه، نزدیک به ۴۰ درصد آنها فقط برای یک ماه هر روز مبادله انجام می دهند.
  3. در طی ۳ سال، تنها ۱۳ درصد به مبادلات روزانه ادامه می دهند. بعد از ۵ سال تنها ۷ درصد باقی می ماند.
  4. به طور میانگین، سرمایه گذاران شخصی عملکردی در حدود ۱٫۵ درصد پایین تر از شاخص بازار در هر سال داشته اند.
  5.   این مقدار برای معامله گران فعال ۶٫۵ درصد پایین تر در هر سال بوده است.
  6. معامله گران با سابقه ۱۰ ساله همچنان به مبادلات خود ادامه می دهند.

نکته آخر حاکی از آن است که مبادله گران با سابقه، حتی اگر سیگنال های منفی در مورد توانایی تجارت خود دریافت کنند، باز هم به کار خود ادامه می دهند. اما چرا؟

واقعیت این است که بیشتر معامله گران آمادگی لازم برای مواجه شدن با چالش های پیش رو را در هنگام ورود نداشتند و بسیاری از تجارب و درس ها را به سختی و با پول و سرمایه واقعی خود کسب کرده اند. آنها چالش های روانشناختی مبادلات و تجارت را دست کم می گیرند و در از بین بردن و کنترل احساسات خود ناکام هستند.

آنها در استفاده از سیستم مشخص خود شکست می خورند. هنگامی که یک سیستم تعریف شده و مشخص دارند، به محض اولین شکست از آن خارج شده و مبادلاتی خارج از آن قوانین انجام می دهند. اینها دلایل آشکار ضرر و زیان است.

تشدید مبادلات تصادفی چیست؟

شاید یک دلیل قابل توجه نسبت به سایر دلایل که معامله گران شکست می خورند، اصل تشدید و تقویت انجام مبادلات تصادفی باشد. این اصل همچنین توضیح می دهد که چرا اغلب آنها به مبادلات خود، حتی پس از شکست های مکرر، ادامه می دهند. طبق آنچه در سایت Investopedia آمده، تشدید مبادلات تصادفی عبارت است از:

استفاده از رویدادهای دلخواه برای تایید یا رد یک فرضیه یا ایده؛ نسبت دادن مهارت یا عدم مهارت به نتیجه ای که ماهیت غیرسیستماتیک دارد؛ پیدا کردن دلایلی(غیرمنطقی و به عبارتی توجیه) برای رفتارهای مثبت یا منفی حاصل از آنچه که عملکرد طبیعی ندارد، مانند بازارهای مالی.

بازار عادت دارد که در ابتدا به عملکردهای نادرست پاداش دهد، در حالی که همزمان عملکردهای درست را با تنبیه پاسخ می دهد. به ویژه در بازارهایی با حجم سرمایه پایین. بیایید از یک مثال ملموس برای توضیح این اصل استفاده کنیم.

باب می خواهد از کار خود خارج شده و وارد معاملات ارز رمزنگاری شود. او سرمایه اولیه برای این منظور را تهیه کرده، بازارها را بررسی و نظرات را در توییتر دنبال می کند. باب می بیند که در توییتر در مورد یک آلت کوین صحبت می شود. نمودار آن را باز کرده و مشاهده می کند که قیمت آن به سرعت در حال افزایش است. او آن آلت کوین را خریداری می کند. او به حمام می رود و وقتی بر می گردد آن را با سودی خوب می فروشد. او این کار را دوباره قبل از ناهار انجام می دهد و بعد از ناهار باز هم در معامله خود موفق می شود. باب حالا احساس می کند که معامله گر با استعدادی است.

پس مشکل چیست؟ باب بدون داشتن سیستم و برنامه ای معامله می کند و با این اعتقاد که معاملات اولیه او سود داشته فریب می خورد و سایر معاملات خود را به صورت تصادفی و با این احتمال که سود آور است، انجام می دهد. بازار، ابتدا به عملکرد نادرست او پاداش داده. همه ما می دانیم که این داستان چطور تمام می شود. باب همچنان به ثبت مبادلات تصادفی خود ادامه داده و سرانجام سرمایه خود را از دست می دهد.

اما این داستان می تواند روی دیگری هم داشته باشد. فرض کنیم که باب از مبادلات خود درس گرفته و ماه ها زمان را صرف تدوین یک نقشه و برنامه مبادلاتی کرده است. برنامه ای شامل مدیریت ریسک، تخصیص مناسب سرمایه به هر دارایی و قوانین کامل تجارت.

او در مبادلات خود یک فرصت مناسب را برای ورود پیدا می کند. یک نقطه ورود مناسب و سپس خروج. او دوباره و دوباره تلاش می کند. او در ۱۰ تلاش خود ۷ بار شکست می خورد. بازار عملکرد درست باب را با تنبیه پاسخ داده است. تردیدهای باب در مورد عملکرد طرح و برنامه اش شروع می شود. او یک مبادله پر ریسک را بر خلاف قوانینش، ثبت می کند و موفق می شود. در کمال تعجب او بار دیگر این کار را تکرار کرده و موفق می شود. باب اکنون با طرح اولیه و تصادفی خود به بازار برگشته و بدون برنامه تجارت می کند، زیرا بازار به عملکرد نادرست او پاداش داده است.

بازار بر اساس اصل تشدید مبادلات تصادفی و با دور کردن باب از برنامه مبادلاتی خود، مجددا باعث شده تا او به انجام تصادفی مبادلات بپردازد. او مبادلات خود را با خطر بالا و با انگیزه جبران ضرر، انجام می دهد و باز هم نتیجه مشخص است.

در سال ۲۰۱۷ همه نابغه بودند

مفهوم تشدید مبادلات تصادفی هیچگاه به اندازه حباب سال ۲۰۱۷ آشکار و واضح نبود. بازار سهمی گونه آن زمان باعث شد بسیاری از افراد شانس را با مهارت اشتباه بگیرند.

معامله گران آماتور با سرمایه گذاری تصادفی در ارزها و فروش آنها دستاورهای زیاد و سریعی داشتند. در واقع در سال ۲۰۱۷ همه نابغه تجارت بودند. اما سال ۲۰۱۸ از راه رسید و حباب بیت کوین ترکید و این معامله گران آماتور، آمادگی لازم برای مقابله با کاهش قیمت ها را نداشتند. آنها نتوانستند دارایی های خود را بفروشند و کورکورانه آنها را نگه داشتند تا این که همه چیز را از دست دادند.

درک این که بازار ارزها پویا است و در حال سقوط ثابتی است، نکته کلیدی در کسب سود بود. معامله گر باید یاد بگیرد و بتواند تعیین کند که چه حدی از سود یا ضرر متعلق به مهارت است و چه حدی از آن تصادفی است. این مهارت توسط تجارت با یک برنامه مشخص و در یک بازه زمانی طولانی مدت حاصل می شود.

هر معامله گر باید یک برنامه به خوبی توسعه یافته و آزمایش شده(از طریق پلتفرم های فرضی که در آن می توان بدون استفاده از پول واقعی مبادلاتی را انجام داد) داشته باشد. برنامه ای با قوانین نوشته شده برای ورود، خروج، حد ضرر، اندازه سرمایه گذاری و میزان ریسک. یک مبادله گر نباید هرگز خارج از برنامه خود تجارت کند.

به برنامه خود پایبند باشید

بیشتر از یک درصد از سرمایه معامله گر نباید در معرض مبادلات پر ریسک باشد. این کلید حفاظت در برابر مبادلات با ضررهای متوالی است. فرد باید برنامه خود را برای مدت طولانی و با انجام صدها مبادله آزمایش و بررسی کند. یک سیستم و برنامه خوب در یک بازه طولانی حاشیه سود مناسبی را می دهد.

تجارت و مبادله خوب باید تجارتی تعریف شود که در آن یک معامله گر مبادلات خود را با برنامه پیش می برد و بر اساس برنامه خود عمل کرده و مدیریت ریسک دارد. اینها همه عناصر قابل کنترل هستند.

از سوی دیگر تجارت بد تجارتی است که در آن مبادله گر از قوانین خود پیروی نمی کند و معاملات را بر اساس قضاوت خود پیش می برد. این یک تجارت بد است حتی اگر تعدادی از مبادلات آن بر حسب اتفاق، سودآور باشند.

معامله گران با تهیه یک برنامه به خوبی آزمایش شده می توانند بر خطرات تشدید مبادلات تصادفی غلبه کرده و احساسات خود را در انجام مبادلات کنترل کنند و یاد بگیرند چطور می توانند در بازار سود کنند. به این ترتیب می توانند جزو ۵ درصدی باشند که سود می کنند.


منبع خبر ” coinsara ”
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن